نه برف های کنار جاده را بر هم زده بودم
نه حتا یک شب
کنار حوض
خلوت ماه را با آب
فقط روی صندلی
چشم هایم را بستم
که تو آمدی
زمین مجبور شد تکانی به خودش بدهد
بم لرزید
و البته
شانه های پدر هم
هانا سیفی
+
نوشته شده در
85/09/24ساعت 20:56  توسط هانا سیفی
|